او
بنام حق
سخنی با دشمنان ملت ایران
روز عيد غدير خم در حجة الوداع محمد حجاج در حال بازگشت به شهر و ديار خود را به يک چاله بنام « خم » در مسير حرکت دعوت کرد تا « راه » خود را تکميل کند و اصل امامت را در بستر تاريخ جاری و ساری کند و حرام زادگان اين چاله را به چاه تبديل کردند . بارها تذکر داده ام که مبلغين مذاهب خيانت هائی به وسعت همه رنج ها و گرفتاری های بشر در طول اقامت در دنياشان را مرتکب شدند و از همه اين خيانت ها ، تغئير هدف « غدير خم » بود . محمد که نگران اصل مترقی امامت در راس هرم موحدين و يکتاپرستان بود ، با نصب علی و يا معرفی علی بعنوان رهبر آينده جهان اسلام بعنوان يک امام زنده و حاضر قصد داشت که امامت مستمرا در اسلام جای خود را باز کند .
به هر حال تشيع صفوی توانست بعد از هشتصد سال مبارزه با امامت ، به خاطره داشتن امام زنده در بين مسلمين پايان دهد و در سايه تعاليم نجس دراويش آناتولی و مرده پرستان و انسان پرستان ترک و حرامزادگان مسيحی ، اين اصل زنده و مترقی را به اصلی مرده و بی تحرک و در حال انتظار تبديل کند .
علی و اولاد علی از دنيا رفته اند و دست شان از دنيا کوتاه شده و بازماندگانشان در تحولات منفور علمی ، مذهبی به قعر شيطان پرستی سوق داده شدند و امروز خيانتکار ترين مدعيان مسلمانی ، فرزندان همين چهارده معصومی هستند که شيعيان مدعی وجودشان هستند و مرگ ايشان را باور ندارند . قرآن بارها در مورد رد معصوميت و غير انسان و آدميزاد بودنِ محمد تذکراتی داده است و از آن جا مسلمين قرآن را نخوانده و نديده قبول دارند و از متن قرآن اطلاع ندارند و امور شناخت قرآن را به فضلا و دانشمندان ابليس آئین سپرده اند و اين دشمنان « راه خدا و خدا » قرآن را از درون تخليه و اصول مترقی اش را ساقط کرده اند ، بصورتيکه حرامزاده های بی دين و مشرک و کافر و دشمن خدائی بنام « طالبان » و « القائده » خود را مسلمان معرفی می کنند و جناياتشان را به دين نسبت می دهند و مسلمانان که اصل خداشناسی را بر جهل و نادانی و خدا ناشناسی قرار داده اند را فريب داده و به طمع بهشت به جهنم می فرستند .
لازم نمی بينم در مورد مسائلی که عقل و دانش بشر قادر به مطالعه و شناخت آن نيست سخن بگویم و خود را درگير جنگ مستقيم با خونخوار ترين و جنایتکار ترين مردم زمين که سرمايه کلان و تمام ناشدنیی ، جهل و نادانیی انسان را در پشتيبانی خود دارند ، کنم .
سياست های دوستان ِ دشمن نما
دشمنان ايران در سال های بعد از 57 توانستند با فريب عده ای از مردم اين کشور که می رفت تا بصورت مملکت ِ تحت ملکيت حرامزاده ها در آید که آمد .
بصورت اخص اشاره می کنم به خيانت سازمان مجاهدين خلق که با پشت کردن به آرمان های ملت ايران که به زعم خود اسلام را تنها دين رهائی بخش می دانستند ، اين قدرت سرکوب را به نظام به حرام رفته جمهوری اسلامی دادند . سران نامسلمان و اسلام ناشناس ايران با زدن انگ « التقاط » به اين گروهک با قتل عام ، قريب به يکصدهزار مجاهد و خانواده های ايشان که بعد از ، از دست دادن عزيزانشان زنده و مرده بودنشان فرقی نمی کرد ، قدرت مسلط خود را بر خلق به اسارت رفته ايران تحکيم بخشيدند .
و امروز بار ديگر دستان دشمنان خلق ايران از آستين مشتی انسان ناآگاه و دشمن ملت بنام « سوسیاليست و کمونيست » بيرون آمده و اين گروهک های بی خاصيت و خودبين و خودخواه و تنبل و تن پرور که به جای عمل به حرف روی آورده اند و نا آگاهانشان را وارد بازی سياست می کنند تا در برابر قوانين مذهبی احکام قتل و قتل عام را باز آفرينی کنند و کمبودهای رژيم خونخوار را تامين کنند تا در سايه قتل عام مشتی انسان منحرف و کمونيست و ضد خدا بتوانند ريشه های ترس و رعب و وحشت را در نهاد انسان ايرانی تثبيت کنند و از اين رهگذر سال های تلخ حکومت زشت اسلامی و صد البته اسلام خداستيز و اسلام برانداز را استمرار بخشند .
بنده به رهبران نادان اين گروهک های منحرف که گوش های خود را به روی شنيدن سخن حق بسته اند تذکر می دهم ، به همان صورت که امروز ملت ايران در انتظار روزهای آزادی می گردد تا بتواند از قاتلين فرزندان وطن انتقام بگيرد و هر روز کينه خود را نسبت به امثال رجوی و مريم و هر کثافت ديگری که باعث قتل عام فرزندان وطن و شيرمردان عرصه انسانيت شدند را در دل تقويت می کنند و هر روز دست دعا به آسمان بلند می کنند که خدايا ما را از شر اين قوم مسلط و حرامزاده خلاصی بخش تا برای یک بار هم که شده ما با دشمنان کشور برخورد مناسب داشته باشیم .
خود ارضائی
دوست عزيزی طلب فتوا کرده بود در مورد کسانی که به خودارضائی عادت کرده اند . فتوای بنده برای کسب رضايت « خدا » آن که :
در قبال هر سه بار خود ارضائی ، کشتن يک مبلغ مذهبی ( هر مذهب که باشد ) می تواند کفاره گناه باشد .
و چنانچه بين دو مرد لواط صورت بگيرد و يا دو زن به معاشقه با يکديگر پرداختند ، کفاره گناه ايشان هم کشتن يک مبلغ مذهبی « کسانی که از تبليغ دين نان می خوردند » کفايت می کند .
او
بنام حق
بنده منکر امام زمان نيستم و اعتقاد دارم که هر کس امام زمان خود را بوضوح نشناسد و نبيند و کسب تکليف نکند ، به دين جاهليت از دنيا می رود .
استناد به گفته شخصی مانند مرتضی مطهری که در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران ، با توجه به برشمردن هزاران مورد خدمت ايران به اسلام و نداشتن حتی يک مورد خدمت اسلام به ايران ، باز بر حرف ناعادلانه و ظالمانه خود تاکيد بر خدمت اسلام به ايران دارند ، را نمی توان ملاک قرار داد . مرتضی مطهری انسانی بسيار مؤمن و مقيد به تشيع صفوی بودند و با دين خدا و تشيع علوی رابطه ای نداشته اند . سعی کنيد که بين تشيع علوی و تشيع صفوی تفکيک قائل شويد . آيا در حکومت علی ع زندان و شکنجه مرسوم بود و لشکريان علی در خيابان ها مواظب مردم بودند که چه می پوشند و چه می خورند و چه می گويند و ............. ؟ آيا امام چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم و نهم و دهم و یازدهم در تظاهرات سينه زنی و زنجير زنی شرکت می کردند و علامت حمل می کردند ؟ شايد جريده و زنجير را بشناسيد و در تاريخچه آن به مناطقی در اسپانيا و ايتاليا برسيد که در روز مرگ مسیح به اين توع تظاهرات مشغول میشوند ؟ منظورم اين است که تشيع صفوی را همين چند قرن پيش ساختند و برای ساختمان اين بنای عظيم ، دشمن خدا و اولياء خدا و راه خدا و بخشنده استحکام به راه ابليس ، متوسل شدند به سه مذهب و از اين سه مذهب معجونی بيرون کشيدند و نامش را گذاشتند تشيع ! در حقيقت اسلام جز خيانت به ايران تا امروز روا نداشته . دوره ای در تسخير ظلم و جنايات عباسی و دوره ای سياه تحت اسارت ظلم تشيع صفوی ، که اين بحث بماند در وقت مقتضی .
نوشته ايد :
در روايات اسلامي سخن از گروهي زبده است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مي شوند، بديهي است که اين گروه ابتدا به ساکن خلق نمي شوند و به قول معروف از پاي بوته هيزم سبز نمي شوند، معلوم مي شود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد زمينه هاي عالي وجود دارد که چنين گروه زبده را پرورش دهد.
ولی بهتر می دانيد که مقصود اين گروه زبده کسانی هستند که قبلا در تاريخ بشر زندگی کرده و از بين رفته اند ، مانند عيسی و زرتشت و به نظر من يک کوروش همه آن سیصد و سی و اندی را کفايت می کند .
2. معناي زياد شدن ظلم
اول اين که فرد صالحی تا به حال ديده شده است که افراد صالحی پيدا شوند ولی منکر قسمت دوم نيستم که بالاخره مردمی خواهند فهميد که بايد امام زمان خود را بشناسند و تحت رهبری و زعامت وی راه را از چاه تشخيص دهند و صد البته امامی زنده و آن امام زمان شما هم باشد برای روز مبادا ، چه عيبی دارد که روزی کسی بياید و عدالتی را ایجاد کند . ولی برای امروز بشر نيازمند امام است و اصل امامت از اصول دين مبين اين نظريه است که تشيع صفوی توانسته با تحريف حديث ضعف و سستی خود را به انتظار نسبت دهد و ظلم را با جان و دل بپذيرد و اين هم از غيرت شيعيان صفوی است و به تشيع علوی ربطی ندارد . کسی هم از زير هيزم سبز نمی شود ، درخت ظلم تبری غدار و قهار می طلبد که طبيعت نياز خلق است .
اقليت ها هرگز کيفيت ارزنده ای نداشته اند و در تخيلات متعصبانه خويش مغروق .
و اگر امروز کسی به سخن خدا گوش فرا می داد و سخن حق را می شنيد ، دين خدا و دين حق می توانست هر روز سیصدو سيزده نفر را تقديم راه خود و همراهان خود نمايد که متاسفانه امروز ، شيعيان نابرحق صفوی مانع رسيدن سخن حق به گوش مردم شده اند و گوش هايشان را بروی سخن حق بسته اند و هيچ انسان غير عادی ای در عالم خلقت از ازل تا ابد وجود نداشته است . محمد ص که سرآمد غير عادی های خلقت است ، خودش می گفت من هم يک انسان معمولی هستم ، و باز اين شيعيان صفوی هستند که با اعتقادات دراويش آناتولی و تبانی علمای لبنان متوسل به انسان های غير عادی می شوند . ( علی الهی های مدرن )
خير پس اين می طلبد که انسان های زنده تلاش کنند و رهبری زعيم و آگاه پيدا کنند و دين و دنيآشان را به دست وی برسانند و در آرامش مطلق سايه سار امام به زندگی و شادمانی مشغول باشند . ( مثل همين الان که شما در سايه سار ولايت از نعمات دنيآ متمتع و بهره منديد و مردم ايران محروم از نان ) .
اگر قدر تو را دانسته بوديم اگر عهد و وفا نشکسته بوديم
دل ما خانه غمها نمي شد غم هجران نصيب ما نمي شد
اگر شرط تولا کرده بوديم هر آنچه گفته مولا کرده بوديم
نمي شد روز ما شام سياهي نمي شد قسمت ما اين جدايي
بله قدر ندانستيد و خود اين جناب (محمد تقي مداح) هم نان از دين کسب کرده و اين گفته ها بساط کسب و کارش بوده و به دين ربط ندارد .
و در مورد بقيه مطالب هم ، تذکر مهم اين که شما هنوز دين روشن نداريد و در تاريکی ها سنگی می اندازيد و سرگرمیه دنيآ را در کنار دين داريد و مثل شير يا خط است که دو رو دارد و بنده مطلق مطمئنم که شير بر زمين نقش نخواهد بست . خود فريبی و مردم فريبی می کنيد و از دين خدا روی گردانيد و الا دين خدا اين همه نيست . والسلام علی من اتبع الهدی
يلدا 1386
بسم الله الرحمن الرحيم شماره نامه: 100101232
تاريخ :6/9/1386
دانشجوي گرامي: dbahmanabadi@gmail.com
سلام عليكم از حسن اعتماد شما خرسنديم, اميد است بتوانيم پاسخگوي خوبي براي سوالات شما باشيم.
سوال 2 : به گفته شما با توجه به آينده سراسر ظلم و جنايت بشر که منجر به ظهور آقا مي گردد ديگر نيازي به حرکت نيست. چرا که حرکت ما نتيجه اي جز ظلم به بار نمي آورد و چون منتظر آقا هستيم مي توانيم در جهت ظلم بيشتر به آمدن حضرت(عج) کمک کنيم.
پاسخ :8]
در ابتدا توجه به اين نکات ضروري است:
1. آمادگي جهاني: ظهور حضرت مهدي(عج)، به عنوان « خاتم الاوصياء» و منجي بشريت و کسي که در کره زمين دين اسلام را بر تمامي دين ها پيروز گرداند، قطعا زمينه آمادگي جهاني نيازمند است. زيرا روش و سيره آن حضرت مبني بر رعايت امور ظاهري و حکم به ظاهر نيست بلکه مبني بر رعايت حقايق و حکم به واقعيات و ترک تقيه و مسامحه نکردن در امور ديني و احقاق حقوق و برقراري عدالت واقعي و اجراي تمام احکام اسلامي است.
معلوم است که انجام اين برنامه و انقلاب بزرگ و همه جانبه نيازمند ترقي و رشد بشر در ناحيه علوم، معارف، فکر، اخلاق و آمادگي جامعه براي پذيرش و استقبال اين نهضت و لياقت زمامداري آن رهبر الهي مي باشد از اين رو جهان بايد زمينه اين پذيرش را داشته باشد تا اين هدف محقق شود بنابراين مي توان فقدان آمادگي جهان را يکي از فلسفه ها و حکمت هاي غيبت امام مهدي(عج) برشمرد.(آيه ا... لطف ا... صافي، امامت و مهدويت، ج3 ص143-150)
2. معناي زياد شدن ظلم: آنچه در روايات آمده زياد شدن ظلم و جور و کم شدن افراد صالح است، نه اين که همه مردم کافر شوند يا افراد صالح هيچ نباشند. در همان زمان که همه جا را تباهي فرا گرفته و ابرهاي تيره گناه و فساد سايه افکنده افراد پاک باخته، متعهد و صالحي هستند که زمينه قيام آن حضرت را آماده سازند و در حمايت از آن منجي بزرگ به جهاد برخيزند به قول استاد مطهري: « در روايات اسلامي سخن از گروهي زبده است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مي شوند، بديهي است که اين گروه ابتدا به ساکن خلق نمي شوند و به قول معروف از پاي بوته هيزم سبز نمي شوند، معلوم مي شود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد زمينه هاي عالي وجود دارد که چنين گروه زبده را پرورش دهد.
اين خود مي رساند که نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است بلکه فرضا اگر اهل حق از نظر کميت قابل توجه نباشند، از نظر کيفيت ارزنده ترين اهل ايمان اند و در رديف ياران سيدالشهدا.(مرتضي مطهري، قيام و انقلاب مهدي، ص62)
با توجه به نکات پيش گفته اولا بايد گفت ظهور ظلم و زياد شدن آن يکي از علائم ظهور حضرت مهدي(عج) است نه تمام آن، از عمده ترين عاملي که زمينه ظهور آن حضرت را فراهم کند وجود ياران پاک و پاکيزه به تعداد313 نفر به عنوان هسته مرکزي انقلاب آن حضرت است.(بحارالانوار، محمد باقر مجلسي، ج52، ص223 و الزام الناصب، ص199)
و در مرحله بعدي ده هزار نفر ديگر لازم است.(بحار، ج51، ص157، و منتخب الاثر، ص468)
و اين افراد انسانهاي عادي نيستند بلکه از بين ميليونها انسان بايد آنان انتخاب شوند، البته به وجود آمدن افراد زمان لازم دارد:
سالها بايد که تا يک سنگ اصلي ز آفتاب در بدخشان لعل گردد يا عقيق اندر يمن
پس اين مي طلبد که شيعيان و دوستداران آن حضرت بيشتر تلاش کنند تا زمينه ظهور زودتر فراهم گردد، خود آن امام رئوف فرمود: « اگر شيعيان ما- که خداي آنان را بر انجام طاعت خويش موفق بدارد- در راه ايفاي پيماني که بر دوش دارند، همدل مي شدند، ميمنت ديدار ما از ايشان به تأخير نمي افتاد.»(بحارالانوار، ح53، ص177، حديث 8)
اگر قدر تو را دانسته بوديم اگر عهد و وفا نشکسته بوديم
دل ما خانه غمها نمي شد غم هجران نصيب ما نمي شد
اگر شرط تولا کرده بوديم هر آنچه گفته مولا کرده بوديم
نمي شد روز ما شام سياهي نمي شد قسمت ما اين جدايي
(محمد تقي مداح)
ثانيا يکي از سنت هاي ثابت الهي آزمايش بندگان و گزينش صالحان و پاکان است به طوري که زندگي همواره صحنه امتحان و آزمايش است تا بندگان از اين راه در پرتو ايمان، استقامت و تسليم خويش در پيروي از اوامر خداوند تربيت يافته و به کمال برسند، استعدادهاي نهفته آنان شکوفا گردد، هر چه زمينه امتحان سخت تر باشد استعدادها بيشتر شکوفا مي شود، در برخي روايات يکي از فلسفههاي غيبت، آزمايش مردم شمرده شده است.
امام هفتم(ع) فرمود: « هنگامي که پنجمين فرزندم غايب شود مواظب دين خود باشيد مبادا کسي شما را از دين خارج کند او ناگزير غيبتي خواهد داشت به طوري که گروهي از مؤمنان از عقيده خويش برمي گردند، خداوند به وسيله غيبت بندگان خويش را آزمايش مي کند.(بحارالانوار، ج51، ص150، باب 7 حديث1 و غيبت نعماني، ص154 کتاب الغيبه شيخ طوسي ص204).
در نتيجه بايد گفت: نيامدن حضرت به خاطر فراهم نشدن زمينه ظهور در بشريت است و تأخير ظهور اگر از جهتي باعث افزايش زياد نشدن ظلم و فساد مي شود از سويي باعث فراهم آمدن پاک ترين انسان و ورزيده ترين انسانها به عنوان کارگزاران نظام عدالت مهدوي مي شود. ضمن اينكه اين نكته را نبايد فراموش كرد كه پذيرش عموم مردم براي حكومت ايشان نيز شرط حضور ايشان است، تا زماني كه جامعه جهاني آمادگي پذيرش آن حضرت را نداشته باشند، حضور ايشان مثمر ثمر نخواهد بود.
برداشت قشري مردم از مهدويت و قيام و انقلاب مهدي موعود، اين است كه صرفا ماهيت انفجاري دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها، تبعيضها، اختناقها، حق كشيها و تباهيها ناشي مي شود؛ نوعي سامان ياقتن است كه معلول پريشان شدن است. آن گاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقيقت هيچ طرفداري نداشته باشد، باطل يكهتاز ميدان گردد، جز نيروي باطل نيرويي حكومت نكند و فرد صالحي در جهان يافت نشود، اين انفجار رخ مي دهد و دست غيب براي نجات حقيقت _نه اهل حقيقت، زيرا حقيقت طرفداري ندارد_ از آستين بيرون مي آيد. عليهذه هر اصلاحي محكوم است؛ زيرا هر اصلاح، يك نقطه روشن است. تا در صفحه اجتماع نقطه روشني است، دست غيب ظاهر نمي شود؛ بعكس، هر گناه، هر فساد، ظلم، تبعيض، حق كشي و هر پليدي، به حكم اين كه مقدمه اصلاح كلي است و انفجار را قريب الوقوع مي كند، رواست: زيرا «الغايات تبرر المبادي»: هدفها وسليه هاي نامشروع را مشروع مي كنند. يعني بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين سلك انتظار، ترويج و اشاعه فساد است. اين جاست كه گناه، هم فال است و هم تماشا؛ هم لذت و كامجويي است و هم كمك به انقلاب مقدس نهايي.
اين گروه طبعا به مصلحان، مجاهدان، آمران به معروف و ناهيان از منكر، با نوعي بغض و عداوت مي نگرند؛ زيرا آنان را از تاخير اندازان ظهور و قيام مهدي موعود(عج) مي شمارند. بعكس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمير و انديشه، با نوعي رضايت به گناهكار و عاملان فساد مي نگرند؛ زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مي نمايند.
آيات قرآن كريم، در جهت عكس برداشت بالاست. ظهور مهدي موعود، حلقه اي از حلقات مبارزه اهل حق و باطل است كه به پيروي نهايي اهل حق منتهي مي شود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت، موقوف به اين است كه آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد. آياتي كه بدانها در روايات اسلامي استناد شده است، نشان مي دهد كه مهدي موعود(عج) مظهر نويد است كه به اهل ايمان و عمل صالح داده شده است. مظهر پيروزي نهايي اهل ايمان است. ظهور مهدي موعود منتي است بر مستضفعان و خوار شمرده شدگان، و وسيله اي است براي پيشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمه يا براي وراثت آنها؛ خلافت الهي روي زمين.
ظهور مهدي موعود، تحقق بخش وعده اي است كه خداوند متعال از قديمترين زمانها در كتب آسماني به صالحان و متقيان داده است كه زمين از آن آنان است و پايان، تنها به به متقيان تعلق دارد.
حديث معروف كه مي فرمايد: «يملا الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا.» نيز شاهد مدعاي ماست، نه بر مدعاي آن گروه. در اين حديث نيز تكيه روي ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است، و مي رساند كه قيام مهدي براي حمايت مظلوماني است كه استحقاق حمايت دارند. بديهي است كه اگر گفته شده بود: «يملا الله به الارض ايمانا و توحيدا و صلاحا بعد ما ملئت كفرا و شركا و فسادا» مستلزم اين نبود كه لزوما گروهي مستحق حمايت وجود داشته باشد، در آن صورت استنباط مي شد كه قيام مهدي موعود، براي نجات حق از دست رفته و به صفر رسيده است، نه براي گروه اهل حق؛ ولو به صورت يك اقليت.
شيخ صدوق روايتي از امام صادق(ع) نقل مي كند مبني بر اين كه «اين امر تحقق نمي پذيرد؛ مگر اين كه هر يك از شقي و سعيد، به نهايت كار خود برسد.» پس سخن در اين است كه گروه سعدا و گروه اشقيا هر كدام به نهايت كار خود برسند.
در روايات اسلامي سخن از گروهي زبده است كه به محض ظهور امام، به آن حضرت ملحق مي شوند. بديهي است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نمي شوند و به قول معروف، از پاي بوته هيزم سبز نمي شوند. معلوم مي شود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمينه هايي عالي وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مي دهد. اين خود مي رساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است؛ بلكه فرضا اگر اهل حق از نظر كميت، قابل توجه نباشد، از نظر كيفيت، ارزنده ترين اهل ايمانند و در رديف ياران سيدالشهدا. قيام انقلاب مهدي(عج)، صص 54، 55، 56، 57 و 58.
چون ظهور بعد از گسترش ظلم و ستم است، برخي اين نظريه را مطرح كرده اند كه پس بايد به گسترش ظلم كمك شود يا حداقل مبارزه با ظلم بايد به حالت تعليق در آيد، تا ظهور نزديك گردد. در اين زمينه بايد دانست روايات گسترش فساد بيانگر شرط ظهور نيست , بلكه ترسيم سيماي جهان مىكند از اين رو از وظيفه ما براى اصلاح خود و جامعه نمىكاهد. علاوه بر اينكه يكى از مصاديق ظلم آن است كه مصلحان جامعه و انسانهاى وارسته مظلومانه به دست سردمداران تبهكار و زيادهخواه كشته مىشوند. و اين نوع جنايتها در دوران آخرالزمان با توجه به سلاحهاى پيشرفته و ابزارهاى جديد شكنجه گسترش مىيابد.بنابراين حديث مذكور نه تنها دليلى بر خانهنشينى و نفى مبارزه نيست بلكه خود دليل آشكارى است بر فعاليت جدى مبارزان اصلاحگر و شهادت مظلومانه آنان به دست سركردگان ظلم و ستم، به گونهاى كه آن چنان عرصه بر مردم مستضعف تنگ مىشود كه انتظار حقيقى براى استقبال از نجاتدهنده اصلى در ميان مردم پديدمىآيد. و همين آمادگى واقعى است كه از شرايط ظهور حضرت ولى عصر(عج) مىباشد.براى توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مىكنيم:
در طول تاريخ غيبت به ويژه در قرون اخير نوعى تفكر آسايش طلبانه در برخى پديد آمده و آنان بهانهاى مىطلبندتا از زير بار مسئوليت شانه خالى كنند! حال چه بهتر كه اين بهانه رنگ دينى داشته باشد.
از جمله اين موارد آن است كه ما نبايستى با ظلم مبارزه كنيم زيرا ظهور امام زمان به تأخير مىافتد و حتى برخىپنداشتهاند كه بايد به ظلم و فساد نيز كمك كرد و در گسترش آن كوشيد تا اسباب ظهور بيشتر فراهم شود؟!
اين تفكر ناشى از عدم شناخت مسئوليت و نشناختن دين الهى و برداشت غلط از موضوع ظهور است. زيرا:
اولاً: هيچ يك از تكاليف شرعى مانند نماز، روزه، حج، امر به معروف، مبارزه با فساد و ... مشروط به چنين شرطى نيست، يعنى تكليف نماز و يا نهى از منكر تكاليفى مطلق هستند. يعنى آن كه عمل به آنها الزامى است، چه موجب تسريع در ظهور يا تأخير آن شود.
ثانياً: هيچ يك از آموزههاى دين نمىتواند اركان واساس دين را معطل نمايد. اگر فرض كنيم (به فرض محال)پىگيرى تعاليم دين موجب تأخير در ظهور شود، باز عمل به آن تعاليم واجب است.
ثالثاً: روايات مربوط به ظهور، اختصاص به اين گونه روايات ندارد، بلكه روايات ديگرى خبر از وقوع حركتهاىاصلاحى مانند انقلاب ايران و گسترش موج اسلامخواهى در جهان مىدهد.
معرفي منابع جهت مطالعه:
1. مجله حوزه شماره 71-70 مهر 1374
2. در ساحل انديشه، اکبر اسد عليزاده، مؤسسه امام صادق(ع)
3. خورشيد پنهان، ستاد برگزاري جشن هاي ميلاد حضرت مهدي(عج)
ي]
اظهار نظر دقيق شما درباره پاسخها [با ذكر كد سوال] موجب تكامل و پويايي كار ماست.
آدرس :http://www.porseman.org/q بانك پرسش و پاسخ دانشجويي مي باشد. شما مي توانيد با طرح سوال خود در صفحه http://www.porseman.org/q/newq.aspx و يا آدرس الكترونيكي info@porseman.org با سرعت بيشتري پاسخ رادريافت نماييد.
«خوشبختي و موفقيت شما را از خداوند بزرگ خواستاريم»
او
بنام حق
درود بر شما
در مورد ديدگاه دينی : دين محصول جامعه پليد و زشت سيرت و شيطان پرست در اقوام سامی و ابراهيمی است . ارسال یکصد و بيست و چهار هزار پيامبر آن هم فقط برای يک تيره از مردم زمين ، نشانگر آن نيست که اين مردم لائق حضور پيامبران در بين خودشان بوده اند از آن جهت که خداوند به اين حراميان ، حرام خواران و حرام کاران ، توجه خاص داشته و باصطلاح پليد ترين طائفه بشريت یعنی بنی اسرائيل را قوم برگزيده خوانده باشد . بلکه ديگر جوامع از مردم زمين به حق خويش قانع بوده اند و به حکم اولين و آخرين پيامبرشان آدم ، رضای خدا را هدف قرار داده اند . ديدگاه های دينی در حقانيت اصيل ،اما تماما توسط ديو پرستان از مبلغين مذهبی به انحرافی عميق گرفتار آمدند و تا آن جا پيش رفتند که پرستش شخص پیامبر را از پرستش خدا واجب تر بر شمردند و با وجود اولیا دور خداوند را خط کشيدند .
( می توانيد به عملکرد نظام جمهوری اسلامی در سی سال گذشته توجه کنيد که تمام گروه های فرهنگی و علمی و دينی اش و بیش از ده شبکه راديو تلويزيونی حتی یک ساعت و يک صفحه راجع به خدا نگفته و به تصوير نکشيده اند . جالب است هزاران پيامبر می آيند بگويند که خدا را بشناسيد و هزاران مبلغ همت گمارده اند که پيامبر را بشناسيد ! عجيب است . به هر حال ديدگاه های دينی ِ امروز مردم زمين ، ربطی به راه خدا ندارد و از حقانيت و الهی بودن تخليه است و اين که اثبات شده باشد ، موجب تامل است . در عين حالی که بنده به اصل امامت در اصول دين اعتقاد دارم و می دانم که هر کس وظيفه دارد امام زمان خود را بشناسد . البته امام حاضر و برای من مهم نيست که يک روزی امام زمان می آيد و چه می کند . من تشنه حضور امام زمان در عصر زندگی خودم هستم و می خواهم مانند همان چند نفری که در اطراف علی ع ، امامت را گرامی داشتند و به خليفه نابرحق نه گفتند ، باشم . اما يادتان باشد علی ع امام زمان خودش بود و از دنيا رفت و دستش از دنيا کوتاه شد در حالی که چشم بر راه امام زمان خويش بود .
و اما در مورد اديان ، چطور شما که همه اديان سابق را تحريف شده معرفی می کنيد باز به همان گفته های باطل استناد می کنيد ! ؟ همه اديان موصوف به الهی از راه منحرف گشتند و ديو ، خاتم سليمان در نگين کرد .
بنده در مورد ولايت فقيه در روزگاری که معنای فقيه را نمی دانستم و گمان می کردم که عالم و عامل دينی را فقيه می گويند و بعد متوجه شدم همين آخوندهائی که تحصيل علوم حوزوی می کنند را متفقهين در فقه و نهايتا فقيه می نامند ، به اين نتيجه رسيدم که یک فقيه کامل می تواند يک دشمن سخت کوش خدا و حق باشد . پس برای فقيه ديگر حق ولايتی قائل نيستم و حق ولايت را در عهده ولی و سرپرست و امام می دانم و مطمئنم امام کسی نيست که به گروه های خاصی توجه نشان دهد و ديگر مردم را بر خود بشوراند . باران ، حق بارش انحصاری ندارد . امروز عملکرد ولی فقيه در اين کشور غارت زده ، نشانگر مرزبندی های طبقاتی و سياسی در جامعه شده و به جز زنده شدن قوانين مغان زرتشت و ثبت طبقات اجتماعی ، روحانيون ، سپاهیون ، صنعتگران ( البته صاحبان کارخانه های بزرگ که از صنعت چيزی نمی دانند و الا صنعتگر ايرانی به ساختن سيخ و سنگ در کنار پيک نيک به گرم کردن سر مشغول است . ) و منشيان و عمله و اکره دولت و نزديکان و بستگان و سپس مردم بی ايمان که هيچ حقی در اين مملکت ندارند و طبقات نام برده حق هر نوع تجاوز به مال و جان و ناموس مردم عادی را دارند و نظام با همه قدرت از فساد اين طبقه پشتيبانی میکند .
و در مورد بقيه موارد منظور شده در اثبات غيبت و اعتقاد به اصل غيبت ، بنده مخالفتی با اعتقاد به وجود امام زمان غائب ندارم و تنها عرضم اين است که آن امام زمان غائب بدرد من و همه اجداد به جهنم رفته من نخورده است و به درد فرزندان هم نخورده است و بی نصيب ترين ها از اين امام من بوده ام . به همين خاطر در صدد يافتن امام زمان ِ زنده و حی و حاضر هستم . امامی که راه را طی کرده باشد و بتواند مرا در راهی روشن هدايت کند که بنده همه چاله ، چوله ها و زوايای مخفی راه را ببينم و هيچ موضوع غير قابل مشاهده ای در راه وی نباشد و راهش رفتنی و نه توقف کردنی باشد که بمانيد منتظر و هر وقت که از حق و عدالت اثری باقی نماند و تجاوز و جنایت به اوج رسيد ، ظهور می کنم ! پس چرا هنگام قتل زهرا کاظمی و زهرا بنی يعقوب ظهور نکرد ؟ وقتی به دانشجويان در پشت ديوارهای رفيع تجاوز میشد ، ظهور نکرد ؟ وقتی زنان و دختران ما را به جرم زيبا روئی به خلوت می بردند و به اجبار راضی به همبستری ِ حرام می کردند ، ظهور نکرد . مگر همه اين کارها را به نام او انجام نمی دادند ؟ او به اين تجاوزات و شکنجه ها راضی است ؟ اگر راضی است که ما را با او کاری نيست و اگر راضی نيست چشم براه دست قدرتش می نشينيم . امروز همان روز انتظار است که مغلوب ظالم شده ايم و هيچ فرياد رسی نيست .
يا حق
بسم الله الرحمن الرحيم شماره نامه: 100101232
تاريخ :16/8/1386
دانشجوي گرامي: dbahmanabadi@gmail.com
سلام عليكم از حسن اعتماد شما خرسنديم, اميد است بتوانيم پاسخگوي خوبي براي سوالات شما باشيم.
سوال 1 : متأسفم نه عقلاني است و نه باور کردني که يک مکتبي اصل امامت را که بايد امت تحت زعامت و رهبري امام زنده، حي و عادل زندگي کنند را به وسيله دوازده امام از دنيا رفته از ريشه ساقط کند و به امامي وعده دهد که روزي که همه ما يکديگر پاره و پوره کرديم ظهور کند و به اوضاع سر و ساماني نه در حد کلان و در همين حد که روزي با هاون بر سرش مي کوبند و وي را مي کشند و دين تعطيل مي گردد. دوست عزيز امام آن است که زنده و حي و حاضر باشد، از ران هم به دنيا نيامده باشد و مانند مردم عادي باشد. همانطور که محمد(ص) ادعا مي کرد من هم مثل شما يک انسان هستم که البته سعي مي کرد که آدم شود.
پاسخ :در پاسخ به سوال شما ابتدا به چند مقدمه اشاره مي كنيم:
1- از ديدگاه ديني وجود امام زمان(عج) و منجي عدالت گستر با ادله فراوان قرآني و روايي اثبات شده است و در اين شكي نيست.
2-در تمامي اديان و مذاهب نيز نياز به منجي محرز است و تقريبا تمامي انسان ها منتظر نجات دهنده اي هستند كه پس از ياس انسان از حكومت هاي بشري و نااميد شدن از اجراي عدالت توسط انسان هاي معمولي ظهور خواهد كرد و در اين نيز شكي نيست.
3-با غيبت امام زمان(عج) امامت منقطع نشده و ما به استمرار امامت توسط نايب خاص و عام ايشان اعتقاد داريم. اگر چه امام زمان(ع) به خاطر مصالحي از نظرها غايب هستند، ولي در عصر غيبت صغري توسط چهار نايب خاص با مردم ارتباط داشتند و در عصر غيبت كبري نيز ولايت فقيه همان ادامه دهنده و نايب عام امام است.
درباره حكمت غيبت امام زمان(عج)توجه به چند نکته ذيل به صورت خلاصه شايان توجه است:
1- به حكومت رسيدن همه اقشار؛ يعني غيبت حضرت آن قدر طول مي كشد همه اصناف مردم از هر قشر و طبقه اي به حاكميت برسند تا حجت بر همه تمام گردد و به همه معلوم شود كه قادر به اجراي عدالت نيستند. چنانچه امام صادق(ع) مي فرمايند نخواهد بود اين امر ت] تا آن كه نماند هيچ صنفي از مردم مگر اين كه ولايت پيدا كنند تا اين كه كسي نگويد كه اگر ما ولايت مي يافتيم عدالت مي ورزيديم سپس حضرت قائم به حق و عدالت قيام كند (غيبت نعماني، محمد ابن ابراهيم نعماني، باب 14، ش 53).
2- علت ديگري كه امام باقر(ع) اشاره مي فرمايند براي طولاني شدن غيبت امتحان است مي فرمايند «ليعلم الله من يطيعه بالغيب و يؤمن به» (جهان در آينده، محمد حسن موسوي كاشاني، ص 13). و از روايات ديگر استفاده مي شود كه امتحان به غيبت از 2 جهت از شديدترين امتحانات است:
الف) چون اصل غيبت كه بسيار طولاني مي شود بيشتر مردم در شك و ريب مي افتند و جز اشخاص مخلص و داراي معرفت كامل كسي بر عقيده به امامت باقي نخواهد ماند چنانچه پيامبر(ص) فرمود «لا يثبت فيها الامن امتحن الله قلبه للايمان» (منتخب الاثر، آيت الله صافي گلپايگاني، فصل 1، باب 8، حديث 45).
جهت دوم ناگواري ها و سختي هايي كه در زمان غيبت رخ مي دهد كه امام صادق(ع) فرمود كه هر كس بخواهد در عصر غيبت به دينش ملتزم باشد مثل كسي است كه خارهاي درخت خرما را با دست كنار بزند و غيبت طول مي كشد تا سيه رويان در اين محك معلوم شوند (كمال الدين و تمام النعمه، شيخ صدوق، ج 2، ص 16).
3- پيدا شدن قابليت در منتظران يعني مردم به اين سطح از معرفت برسند كه قوانين بشري در اجراي عدالت كافي نيست پيشرفت ها ولو در همه زمين ها به نابسماناني ها و بي عدالتي ها پايان نمي دهد بلكه روز به روز بيشتر مي شوند و بفهمند كه فقط در پرتو ظهور حضرت عدالت كامل پياده مي شود و مردم استعداد و آمادگي براي اجراي عدالت توسط حضرت را داشته باشند نه مانند زمان علي(ع) كه مردم قابليت و تحمل اجراي عدالت او را نداشتند كه «قتل لشده عدله» و اين زماني است كه ظلم و تعدي همه عالم را فرا گيرد و تلخي ظلم به كام همه برسد تا همگان تشنه عدالت شوند چون تا انسان تلخي ظلم را نچشيده باشد نسيم عدالت را تشخيص نمي دهد. «يملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا؛ زمين را پر از عدل و قسط مي نمايد بعد از اين كه پر از ظلم و جور شد» (كمال الدين، شيخ صدوق، ج 1، ص 289).
در روايات علل ديگري براي طولاني شدن غيبت ذكر شده مانند بيعت كردن با ظالمان براي حفظ جان از گزند دشمنان، كردار بد بعضي شيعيان، مهلت دادن به كافران و ظالمان، نبودن ناصر و ياري كننده.
لكن مهمترين علتي كه در بسياري از روايات بر آن تأكيد شده اين كه طولاني شدن غيبت حضرت به حكمت الهي است و داراي مصالح و حكمت هايي است كه تنها خداوند و آنها كه محرم اسرار الهي هستند از آن با خبرند چنانچه امام صادق در جواب عبدالله بن فضل هاشمي وقتي در اين مورد سؤال مي كنند مي فرمايد اي پسر فضل همانا اين مسأله سري از اسرار الهي است و غيبي از غيب هاي الهي است و وقتي ما خداوند را حكيم بدانيم همه افعال او را مطابق حكمت و مصلحت خواهيم دانست گرچه علت آنها براي ما روشن نباشد (رخسار آفتاب، سيد مجتبي غيوري، ص 54 نقل از الاحتجاج طبري، ج 2، ص 303).
پس ولو علت و سر طولاني شدن غيبت حضرت براي ما معلوم نباشد بايد بدانيم از آن مصلحت و حكمتي است و آنچه مهم است اين كه به وظايف يك منتظر واقعي حضرت عمل كنيم و به فرموده خود حضرت كه فرمود براي فرج من بسيار دعا كنيد. عمل كنيم. انشاءالله كه چشمانمان به جمالش منور گردد. «اللهم عجل لوليك الفرج».
در اين زمينه ر.ك:
1. رخسار آفتاب، سيد مجتبي غيوري
2. نويد امن و امان، آيت الله صافي
3. جهان در آينده، محمد حسن موسوي
4. مهدي موعود، علي دواني
5. روزگار رهايي، علي اكبر مهدي پور
اظهار نظر دقيق شما درباره پاسخها [با ذكر كد سوال] موجب تكامل و پويايي كار ماست.
آدرس :http://www.porseman.org/q بانك پرسش و پاسخ دانشجويي مي باشد. شما مي توانيد با طرح سوال خود در صفحه http://www.porseman.org/q/newq.aspx و يا آدرس الكترونيكي info@porseman.org با سرعت بيشتري پاسخ رادريافت نماييد.
«خوشبختي و موفقيت شما را از خداوند بزرگ خواستاريم»