Oh, this was so interesting...
او
بنام حق
درود بر آزاد مردان و دلاور زنان در خاک
امروز که ايران عزيزمان در غربت ، بی کسی و اسارت ، گرفتار نسل کشی و نژاد زدائی است و مبارزهی هزاران سالهی ايرانيان معدود و بازمانده از نسل ايرانيان می رود که با تمهيدات آمريکا و همه اعضای سازمان ملل متحد که در پی شوک « اعليحضرت محمد رضاشاه پهلوی ، شاهنشاه ايران » ، بمناسبت جشن های « دوهزاروپانصدساله » و وحشتی که قدرت های جهان را بلرزه در آورد و خاطرهی التماس ملتها برای سرپرستیی « کوروش بزرگ » بر سرزمينهای تحت ستم جهان و جهانداران ، در اذهان پليدشان بيدار و مرگ زود رس ِ نامردمان و مردم خواران را نويد می داد ، و می رفت تا ايرانيان را از شر عربيت نجات داده به وادی آزادگی سوق دهد ، از مسير طبيعی خارج و با مکر و حيله حيوانات در آب نمک خوابانده شان ، که سر نخ هدايت خارجی زاده ها تخم و ترکه اعراب و خون هائی که در طول تاريخ تهاجمات ، خلط و خاصيت ايرانی و مهر زادگی را از دست داده و رگ و پیشان سرشار از خون بیگانگان و مهاجمان شده بود ، در يک اقدام بين المللی ، به تغئير حکومت در ايران اقدام نمودند .
سی سال است که دنيا چشمش را بروی جنايات و نسل کشی و فرهنگ زدائی و جايگزينیی فرهنگ بيگانه و فرهنگ مهاجم و فرهنگ دشمن ، از ترک و عرب ، بسته و موذيانه آب به آسياب دشمنان اين ملت ستمديده می ريزند . کشورهائی که در همه برهه ها و در همه دوره ها برای مقابله با ظلم و بلايای طبيعی ، دست نياز به سوي اين مردم آزاده دراز می کردند و می کنند .
اين کوچکترين و غبار راه ايرانيان و آزاد مردان و دلاور زنان جهان ، پنجاه سال از عمر عزيز ، خدا داده و ناقابل خود را صرف شناخت دين کردم و با اعلام نظراتم در مورد دين و راه ، حقيقت پيام آشو زرتشت اسپنتمان را در کلام روشن که : « سخن ها را به گوش بشنويد ، و سپس هر مرد و زن از شما يکی از دو راه نيکی ، يا بدی ، يکی را انتخاب کنيد . » را روشنی بخشيدم و راه ها را به روشنی روز و بدون ابهام و تاريکی تقديم کردم . در حقيقت کفار و پوشندگان حق که با همه توان سعی در پوشيدن و پنهان کردن خود در پس نقاب خداشناسی و دين وداری که جز به خود ستم نمی کنند ، با حقير به مبارزه برخاستند و با دفاع ناقص از فرهنگ بيگانه ، به تثبيت وضع موجود اصرار ورزيدند .
آنان که به توهم مبارزه با دشمنان ايران در آغوش دشمن لميده اند ، هر روز به رنگی در آمده و بوقلمون صفتی و روبه مسلکی را که ، از اجداد غارتگر و مهاجمشان ، از ارث ، با خود همراه کردهاند را درهمه امور خود لحاظ می کنند و جز به خود نمی انديشند و جز خود نمی خواهند و جز خود نمی بينند ، بدانند که بالاخره اين ابرهای سهمناک از اين آسمان تيره و تار کنار خواهد رفت . روزی که در روشنائی خورشيد عريان در برابر ملت و خلق ايران قرار خواهيد گرفت .
شايد امروز شما موفق به تجزيه و نابودیی اين کشور بزرگ شويد ، اما فراموش نکنيد که يک قوم کوچک مانند قوم بنی اسرائيل که هرگز در سرزمين خود آرام و قرار نيافته است ، هنوز بدنبال حقوق خود مبارزه می کند ، توقع نداريد که بعد از رسيدن به هدف پليد و زشتتان ، ايران و ايرانی از روی زمين محو شود .
در فردای سر بلند کردن ايران ، همه سرهای شما بزير افکنده خواهد و در برابر تاريخ شرمسار خواهيد بود . محرم که در سايهِ پول های حرام و به طمع پول شوئی از سوی قاچاقچيان ، دزدان و کلاهبرداران ، مورد اکرام قرار می گيرد و رياکاران را ، موجه جلوه می دهد ، ششصد سال است که به تخريب فرهنگ ، غيرت و شرف و مردانگی ، شهامت و شجاعت ، ايرانيان پرداخته ، با توهين به مجاهدان کربلا ، فرهنگ خون و شرف را به فرهنگ عزا و بی شرفی تبديل کرده است ، هنوز در اين کشور بيداد می کند و طمع به غذای درون ديگ های به حرام پر شده ، مساجد و تکايای را مورد توجه قرار می دهد .
امروز يکی از بدبختی های ما خالی کردن مساجد است و سپردن آن بدست بيگانگان و کنيززادگان است و بنده به حضور در مساجد مخالف نيستم که از همه ايرانيان دعوت می کنم در مساجد در همه روزهای سال حاضر باشند و برای کشف حقايق دين با جدل و شکافت مسائل بپردازند ، اما تسليم تاريکی و سياهی نشوند و به هيچ معجزه و غير عاده ای باور نداشته باشند . خداوند برای اثبات خود نياز به معجزه و پيام ندارد و اين انسان است که بايد به نشانه ها و تربيت خالق با خالق خود آشنا شود و تنها وظيفه ما در برابر خالق ، بر روی زمين و رهگذر دنيا شناخت خود است و خدا و بس .
دردی است غير مردن کآنرا دوا نباشد
پس من چگونه گويم اين درد را دوا کن
با شناخت دين حق در بنيان راه با روشنائی و علم همراه شويد و دست از فساد و گمراهی برداريد که همه لذت ها در حضور خدا ارضاء کننده تر است و خدا بینا و شنواست . به خودتون بيائيد و توجه کنيد که چه می خواهيد ، آيا آن چه که می خواهيد واقعا خواسته خود شماست ؟
يا حق
اين سخن ها کی رود در گوش خر
گوش خر بفروش و ديگر گوش خر